تبلیغات
دیزاین داریوش - گلی بودم...

گلی بودم...

گلی بودم جفایت پرپرم کرد

و هرم آتشت خاکسترم کرد

من آن آهوی دشت ناز بودم

که عشق تو بلانسبت خرم کرد!



همانگونه که قبلا عرض کردم

خودم را عاشق تو فرض کردم

زدم عینک، برای دیدن تو

دو تا چشم دگر هم قرض کردم!



همواره دلم به زندگی کافر بود

انگار که مرگ چاره آخر بود

این درد یتیمی که کشیده است دلم

زیر سرِ عشق بی پدر مادر بود



میان جاده های بی ته و سر

دلم پر می زند مثل کبوتر

الهی بشکند دست سیاهی

که چرخ عشق ما را کرد پنچر!



گرچه پُر نقص و کاستی بود دلم

همواره هر آنچه خواستی بود دلم

افسوس دلت با دل من چپ افتاد

زیرا که جناح راستی بود دلم



خودِ مجنونم و از عشق لیلی

ز چشمم سیل می آید چه سیلی

همین امروز از روی دل من

گذشته هیجده چرخ تریلی!


برچسب ها: طنز عاشقانه،
ادامه مطلب
[ جمعه 14 مهر 1391 ] [ 12:02 ب.ظ ] [ داریوش ]